يحيى دولت آبادى
192
حيات يحيى ( فارسى )
كار معارضه باطنى احتشام السلطنه با تندروان مجلس و مليون بالا گرفته احتشام السلطنه ميكوشد از نفوذ آنها بكاهد و آنها ميكوشند دست او را از دامان رياست مجلس كوتاه كنند و البته نفوذ و قوت مخالفين احتشام السلطنه بيشتر از آنست كه او بتواند لطمهئى به آنها برساند اينستكه در عين مبارزه در باطن تهيه فرار را هم ميبيند كه اگر موفق نگشت باروپا مسافرت نمايد احتشام السلطنه اگرچه بواسطه خلطه و آميزش زياد نگارنده با مخالفين خود از من هم ظنين شده و گاهى در مقام امتحان برميآيد ولى باز خيالات خود را هر وقت اتفاق ملاقات بيفتد ميگويد در يك ملاقات استعفانامه خود را بضميمه مكتوب دوستانه گلهآميزى كه بملك المتكلمين نوشته بنگارنده ارائه ميدهد او را منع ميكنم كه استعفانامه بفرستد و ميگويم گمان ميكنم باصلاح كارها بپردازيد بهتر از اين تعرضات باشد روز بيچارگى ملت است كسانى كه دعوى غمخوارى ملت را دارند اگر هريك بملاحظهئى خود را دور بگيرند پس كى كار بكند و كى اينبار را به منزل برساند احتشام السلطنه شرحى از فساد اخلاق بعضى از رؤساى مليون نقل كرده ميگويد اينها براى جلب منفعت قدم ميزنند وطنفروشى ميكنند پول ميگيرند اعمال غرض ميكنند و باز از ملك المتكلمين گله نمود كه پاس حقوق دوستى قديم را نگاه نداشته با وى ضديت مىكند خلاصه آنكه نصايح من به او مؤثر نميشود و بعد از دو روز استعفانامه خود را بمجلس ميدهد با ترتيبى كه ميدهند براى قبول نشدن آن بتوسط اكثريت در اين صورت موافقت اكثريت مجلس با رد استعفاى احتشام السلطنه و استحكام كار او موجب شدت حرارت تندروان شده و براى بيرون كردن او از مجلس كمر خود را محكمتر ميبندند در اين ايام بواسطه كشمكش دو نفر از خوانين متمول زنجان كه يكى را بهبهانى حمايت مىكند و مسلم است براى استفادهئى است كه از او نموده و ديگرى را احتشام السلطنه حمايت مىكند بواسطه ضديت با بهبهانى در نتيجه كشمكش بهبهانى و احتشام السلطنه علنى شده مكرر احتشام السلطنه در مجلس ميگويد آقا سيد عبد اللّه رشوه مىخورد حقوق مردم را پايمال مينمايد نميگذارد امور در مجراى حقانيت جارى گردد جمعى از وكلا هم با او همراهى ميكنند در اينحال آقا سيد عبد اللّه وارد شده به او گفته مىشود